آوا صادقیآوا صادقی، تا این لحظه: 22 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

آوا

ایستگاه خنده ها ها ها

1390/5/10 0:38
نویسنده : آوا صادقی
477 بازدید
اشتراک گذاری
به خاطر غيبت طولانيم بايد معذرت بخوام؟ها هاهاهاهاها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!!
 
پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم 


يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟ 

پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان
 
رسيده به من!!!!


با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه
 
طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام
 
شيم


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ
 
قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار
 
عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه


زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم
 
اف اف سالمه یا نه
 


صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا
 
برم دسشویی 


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از
 
ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بغل گفت آقا
 
بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم 


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم
 
اومدیم مهمونی...!!! 
 

ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب
 
 
بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام
 
گرفته 


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟

میگه خط تلفن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم


برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟ 

پـَـَـ نــه پـَـَــــ

اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم


تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه
 
خنک باشه؟ 

پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!


میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...


بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه
 
خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم. 
 

پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم
 
قلیون میکشیدم


داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت

همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! 

پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش
 
درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ 

میگه برا کباب؟

پــَ نه پــــــَ  برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام


کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ
 
نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه


مرغ عشقم مرده و درحالي كه پاهاش روبه بالاس افتاده كف قفس. دوستم اومده
 
مي گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ كمر درد داشته دكتر
 
گفته بايد طاق باز دراز بكشه كف قفس


ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟
 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید
 
گفتن بیای باهم بخوریم 


داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟
 
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم 


به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب
 
شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام
 
واسشون جشن سالگرد بگیرم 


تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده
 
میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها
 
صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین


بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه
 
اوردین بستری کنین؟ 

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومديم شما رو ببينيم اينم اوردیم خون بده بریم...


کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر
 
بیار 

گفت واسه صبونه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون



خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن
 
 کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن
 
بهش واسه چشات خوبه...! 


ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان
 
وضو ميگيري ميگي پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل الا صيد كنم 


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده


تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم


ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه
 
پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا
 



در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟
 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه


تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم
 
برسی؟ 

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می
 
کنم سقوط کنیم



از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه
 
پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه
 
پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!


زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن
 
آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش


تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه 

داری تعمیرش میکنی ؟

پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!


اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ 

پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی



حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه
 
با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه 


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟
 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!! 


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه
 
ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:

آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم
 
نور چشام...
--------------------------------------------------------
 
كار هركي كه هست، شاهكاره! دستش درد نكنه

------------------------------------------------------- 

 
 
 
تو مترو زده: "... هرگز به کسی آزاری نمی‌رساند. وقتی شب ها برای نماز شب از خواب برمیخاست آهسته قدم برمیداشت تا مبادا کسی از خواب بپرد". یه جور میگه انگار ما شبا واسه دستشویی که بلند میشیم ساکسیفون می‌زنیم!

یه سایت معروفو که فـیلتر می‌کنن، اعصاب همه داغون می‌شه. بعد چند وخ فـیلتر سایته رو بر می‌دارن، این دفه همه از ترس با فـیلـتـرشکن می‌رن توش؛

به حسین بادامکی تو جشن قهرمانی پرسپولیس مدال نرسیده...

مجریه تو رادیو میگه بخشنده‌ترین آدمی که تو زندگیتون دیدین کیه؟ طرف زنگ زده میگه خدا!!

ضایع ترین معامله تاریخ: ایران به نیکاراگوئه نفت داده؛ نیکاراگوئه به ایران پشم!
 
(نه خدايي يادتونه تو كتاب اجتماعي اولين نوع ارتباط و فعاليت اقتصادي تبادل  كالا به كالا بود بعد پيشرفت كرد شد كالا به كالاي واسطه و  بالاخره ضرب سكه و پول كاغذي و حالا هم الله الله پول الكترونيكي ... الان جا داره بگم ترقيات عالم رو به بالا  ما از بالا به پايين ميترقيم  )

فینال جام حذفی فوتباله، گاز اشک آور می‌زنن!

تو گوگل می‌زنی "گروهبان گارسیا" عکس ...  ... رو می‌آره!

رفیقم اس‌ام‌اس داده امشب شب لیلة‌الرغائبه شب آرزوهاست، در آرزوهات ما رو هم فراموش نکن! التماس دعا! واسه‌ش نوشتم تو چی آرزو کردی؟ جواب داده برو بابا من به این خرافات اعتقاد ندارم!!!

زنگ بزنی آب شنگولی بیارن زودتر میرسه تا آمبولانس اورژانس...

دوطرف لکسوزه زده: عاقبت فرار از مدرسه...

آخوند درس معارفمون امروز می‌گفت آمریکایی‌ها! یه شبکه زدن به اسم مانتو! هر چی‌ هم می‌گفتیم حاج آقا اسمش «من و تو» ئه قبول نمی‌کرد، می‌گفت خودش انگلیسی‌ش رو دیده مانتوئه... تازه اصرار هم داشت که قصد این شبکه زیر سوال بردن حجاب برتر و ترویج پوشیدن مانتوئه!!

یارو راننده تاکسیه داد می‌زنه دربست یه نفر!

چند ثانیه، گوشه تصویر، از لای آرنج بازیکنای بارسلونا تصویر روبوسی با یه خانومه از دست سانسورچی صداسیما در رفته، همه دیدن! با این دقّت اگه با چشم غیرمسلّح به آسمون نگا میکردیم، تا حالا ده بیست تا کهکشان جدید کشف و رصد کرده بودیم!

یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه، حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!! بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون، دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!!!

اعلام کردن ... می‌خواد بره یه طرح آبرسانی افتتاح کنه، همه از ترس سیل فرار کردن!

یک دهم پولی رو که واسه جشن‌های آزادی خرمشهر خرج میکنن، واسه آبادی خود خرمشهر خرج کرده بودن، الان خرمشهر لاس وگاس شده بود!

قدیما لامپا رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت، دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم لامپا رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره!
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان احسان
9 مرداد 90 17:57
آوا جون خیلی خندیدم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آوا می باشد